تبليغاتX
نیستان


تلاش دولت برای تحقق خواسته های عمومی، شعارهای داده شده و اصلاح ساختار اقتصادی واکنشهای شتاب زده ای را از بظاهر اصلاح طلبان وطنی! بدنبال داشته است. این جماعت که تکاپوی دولت اصولگرا برای جراحی بزرگ اقتصاد کشور را خوشایند ندانسته و آنرا شکستی مفتضحانه برای اندیشه و رآی خود قلمداد می کنند، با تاکید بر فشارهای مقطعی اقتصادی وارده بر مردم ناشی از این تحول بزرگ سعی در تخریب وجهه دولت در سطح عمومی و ناتوان جلوه دادن تیم اجرایی اصولگرایان از تحقق این ضرورت مهم اقتصادی کشور دارند.

روزنامه "اعتماد" در ضمیمه شماره روز پنج شنبه (۲۰ تیر ۸۷) خود طی مقاله ای به قلم سعید شریعتی در اعترافی بزرگ با اشاره به طرح تحول اقتصادی ، آنرا خواست تمامی دولت های تشکیل شده پس از دفاع مقدس دانسته و نوشته است: " حقیقت آن است که عبور از اقتصاد یارانه یی که به ناگزیر مداخله مستقیم و گسترده دولت را در تصدی گری های اقتصادی و نیز روندهای خود بنیاد بازار به دنبال دارد و در دهه های گذشته اقتصاد ایران را دچار بیماری های گوناگون ساختاری و اجرایی و مدیریتی کرده است و سایر حوزه ها را نیز تحت تاثیرات منفی خود قرار داده ، عزمی است که در تمامی دولت های تشکیل شده پس از دفاع مقدس بوده است اما واهمه از عواقب و پیامدهای آنی و کوتاه مدت این جراحی بزرگ همه دولت های پیشین را از انجام یکباره این جراحی منصرف ساخته است. اگر بیماری اقتصاد یارنه یی کشور را به غده پیشرفته سرطانی تشبیه کنیم،جراحی این غده بزرگ به سبب واهمه از متازتاز آن و درگیر شدن همه اعضا و جوارح با آن عملاْ صورت نگرفته است و دولت های گذشته ترجیح داده اند به جای اقدام به جراحی بزرگ با درمان های تدریجی ابتدا پیشرفت این بیماری را کنترل کرده و در طی زمان با اطمینان از عدم بازگشت آن و به حداقل رساندن تاثیرات جراحی بر سایر اعضای بیمار در موقعیت مناسب دست به این اقدام زده شود."

پس مشخص می شود که این طرح نه طرحی غیر علمی و غیر کارشناسی است و نه شتاب زدگی در اجرای آن وجود دارد بلکه خواست همه دولتمردان گذشته بوده است که ترس و واهمه آنان از رای نیاوردن و ترجیح دادن کولی گرفتن از مردم و سردادن شعارهای توخالی دولت های پیشین را به ورطه ی روزمرگی كشانده است. البته اين اعتراف را نيز بايد كرد كه دكتر احمدي نژاد با اين كار دست به يك خودكشي سياسي زده است و صد البته شكوفايي اقتصادي كه در پس اين تحول بزرگ روي مي دهد در آينده اي نه چندان دور حقانيت راه او را اثبات خواهد كرد.

اما روزنامه اعتماد در ادامه اين مقاله نتوانسته عصبانيت خود را از اجراي طرح تحول اقتصادي توسط دست تواناي دولت نهم مخفي نمايد و در تناقضي آشكار سياست هاي دولت را فاقد پشتوانه ي نظري دانسته است." دولت نهم نشان داده است در اجراي سياست هاي هرچند كم دامنه و محدود اقتصادي نه صاحب پشتوانه نظري است و نه در عمل موفقيتي را به همراه داشته است." حال اين سوال مطرح است كه اگر اين طرح يك ضرورت بوده و تمامي دولت هاي گذشته انديشه ي آنرا داشته اند چرا اكنون كه دولت نهم اجراي آنرا آغاز نموده است از پشتوانه نظري برخوردار نيست؟

اين روزنامه دوم خردادي در ادامه با تلاش جهت پايين نشان دادن ميزان محبوبيت رييس جمهور مردمي ادعا كرده است كه " كاريزمايي كه مي توانست براي اين جراحي بزرگ هزينه شود وجود نداشت يا در حال حاضر از ميان رفته است " پر واضح است كه حضور صميمي رييس جمهور در ميان مردم و شنيددن درد دلهاي قشرهاي محروم حتي در روستاهاي دوردست و تلاش شبانه روزي دولت جهت زدودن محروميت از دهك هاي پايين جامعه ، اعتماد مردم به اين مجموعه را تقويت نموده است هرچند كه در ظاهر نارضايتي هايي نيز وجود دارد، كه با توجه به فشارهاي تورمي وارده به مردم ناشي از افزايش قيمت هاي جهاني و اجراي طرحهاي اصلاح ساختاري اين امر طبيعي جلوه مي نمايد.

نارضايتي اين روزنامه كه خط تخريب دولت را دنبال مي كند تا آنجا ادامه پيدا مي كند كه حتي بهره گيري رييس دولت از نظرات كارشناسي و علمي اقتصاددانها به ذائقه ي آن خوش نيامده و برگزاري اين جلسات را صوري و فاقد نتيجه دانسته است. طرح اين موضوع خود بخوبي دشمني و عداوت كوركورانه ي اين جماعت را با دولت خدمتگذار روشن كرده و نشان از تنگ شدن عرصه بر ايشان دارد زيرا نشست با اساتيد و صاحبنظران اقتصادي و تلاش جهت بهره گيري از نقطه نظرات آنان در راستاي بهينه اجرا كردن طرح تحول اقتصادي نه تنها امري مذموم نبوده بلكه اقدامي لازم و ضروري جهت محك زدن تصميمات كلان كشوري است كه حضرات دوم خردادي خود بارها بر آن تاكيد كرده بودند.

بخوبي روشن است كه با توجه به پشتوانه هاي تئوريك موجود در دولت و به مدد پشتكار و جرات بالاي دولتمردان و با عنايت به اعتماد مردم به شخص رييس جمهور، مقدمات و ملزومات انجام اين تحول بزرگ فراهم بوده و شايستگي هاي لازم در دولت نهم براي چنين جراحي عظيمي وجود دارد.


بعد نوشت:

۱. موفقيت بزرگ حزب الله در تشكيل دولت وحدت ملي لبنان پيروزي ديگري را براي مقاومت اسلامي رقم زده و اسرائيل را دچار سردرگمي جديدي نموده است. اين پيروزي بزرگ را به فرزندان مقاومت و سيد حسن نصرالله تبريك مي گويم.

۲. بدنبال افشای برخی از پشت پرده های ماجرای فروش سوالات کنکور دانشگاه آزاد اسلامی توسط دکتر زاکانی و مشخص شدن نقش قاضی مرتضوی در عدم پیگیری این ماجرا در دستگاه قضا ، جناب دادستان در فحش نامه ای تهمت های فراوانی را به ایشان نسبت داده که دکتر زاکانی در جوابیه ای مستدل و متقن به تخلفات آشکار سعید مرتضوی اشاره کرده است.البته روزنامه ایران بدنبال تهدید دادستانی از چاپ این جوابیه ۵۰ صفحه ای امتناع ورزیده  که زاکانی به ناچار این مطلب را در وب سایت خود درج کرده است.

 بنا به گفته دوست عزیز سیدمصطفی میرمحمدی (این روزها به قول یکی از دوستان، "ظن نزدیک به یقین" برای همگان حاصل شده است که سعید مرتضوی متهم به مفاسد عدیده ای می باشد.)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 16:58  توسط محسن تقیانی  | 



بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

 

 

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

 

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

 

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!

اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمي!

 خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

 

آقاي محتشمي!

لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

 

آقاي محتشمي!

فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

 

آقاي محتشمي!

شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

 

امضاء: انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

 

فرزندان روح الله در فضای مجازی این بیانیه را منتشر کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:30  توسط محسن تقیانی  | 



1- تبلیغ صهیونیسم در نمایشگاه کتاب

همانطوری که انتظار می رفت نمایشگاه کتاب امسال نیز مورد استقبال گسترده مردم و خصوصاً جوانان قرار گرفته است و البته در این میان هستند افرادی که این مکان را فرصتی برای تفریح و سرگرمی می بینند و اهل کتاب ناچار از تحمل آنها.

یکی از ضعفهای نمایشگاه بیست و یکم کم بودن تعداد کتب جدید می باشد که بر کیفیت نمایشگاه سایه افکنده است و شاید بتوان یکی از دلایل آن را بالا رفتن قیمت کاغذ و خارج شدن آن از سبد حمایتی دولت عنوان کرد.

از قسمتهای زیبای نمایشگاه می توان به بخش مربوط به سازمان فرهنگی ، هنری شهرداری تهران اشاره کرد، که کارهای نسبتاً خوبی ارائه داده بود. غرفه های این بخش برای اقشار مختلف جذابیت و گیرایی داشت، و با توجه به اینکه ناظر به یک عمل اجتماعی بود حوزه ی تاثیر آن نیز بالا می باشد.

کتاب "بیوتن" آخرین اثر رضا امیر خانی بالاخره بیرون آمد و در راهروی پانزدهم شبستان مصلی در غرفه نشر علمی در معرض فروش قرار گرفت. این کتاب که خیلی ها انتظار آن را می کشیدند را می توان از بهترین آثار ادبیات داستانی عرضه شده در نمایشگاه امسال دانست.

اما در این میان نکته ای که توجه من را به خود جلب کرد نصب تصویر بزرگی از تبلیغ نسکافه در قسمت ورودی شبستان بود. نسکافه یکی از چند کالای مهم تولیدی شرکت نستله که جزو شرکت های صهیونیستی بشمار میرود،می باشد.زدن بیل بردی در این ابعاد وسیع برای تبلیغ یک کالای صهیونیستی در مهمترین نمایشگاه  ام القرای اسلام که مردم از سراسر کشور برای بازدید از آن به تهران می آیند جای تعجب و البته تأسف دارد.

 

مکانی نیز که در این نمایشگاه بزرگ برای نمازخانه در نظر گرفته شده بود بسیار کوچک و نامناسب بود. چادری با ابعاد کوچک و فاقد تجهیزات خنک کننده تصویری ناخوشایند از نمازخانه یک نمایشگاه بین المللی را به نمایش گذاشته بود.

 

2- یک فرصت برای انقلاب اسلامی

چند روز پیش فرصتی شد تا با چند تن از دوستان به منزل استاد نادر طالب زاده برویم.تا پیش از این تصور من از آقای طالب زاده فقط یک کارگردان و فیلمساز معمولی که بیشتر کار مستند انجام  داده است،بود. این دیدار که بیش از سه ساعت بطول انجامید تصویر دیگری از نادر طالب زاده را در ذهنم نقش بست. فیلمسازی متبحر ، فهیم وصاحب فکر، که با اثری همچون بشارت منجی دنیا را تکان داده است . واتیکان برای شجاعتش در نشان دادن تفاوت های نگاه مسیحی و اسلامی به حضرت عیسی (ع) به او جایزه داده است. برای مدتی سرخط بسیاری از اخبار روزنامه های لس آنجلس تایمز و نیویورک تایمز و سایت های خبری CNN و حتي سايت اطلاع رساني هاليوود در رابطه ي با اين فيلم ارزشمند و واهمه ي آنها از پخش فراگير آن در كشورهاي غربي بوده است.

 

او به كشورهاي بسياري سفر كرده و با صاحب نظران مختلفي به گفتگو نشسته است.فیلم های زیادی از ازگفتگوهایش  با اندیشمندان و سیاسیتمداران ایالات متحده دارد که حاکی از جرات او در ورود به حوزه های بکر می باشد و البته صدا وسیما در حق او و این آثار گرانبها کم لطفی های بسیاری کرده است.او از حد و قواره ی یک فیلم ساز معمولی بسیار بالاتر است، او را میتوان یک مجاهد لقب داد.

سینه اش پر از درد دل و حرف های شنیدنی است. از مسئولین فرهنگی گلایه های بسیار دارد .آنقدر ساده و صمیمی برخورد کرد که دل کندن از او برای ما مشکل بود. افسوس که صدا و سیما ، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات و ... از این فرصت ازشمند انقلاب اسلامی آنچنان که شایسته اوست،  استفاده نکرده اند و چقدر بسیارند جوانانی که نام نادر طالب زاده برایشان ناآشناست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:16  توسط محسن تقیانی  | 



مدتي است بدليل مشغله كاري فرصت نوشتن از من سلب گرديده كه از اين بابت عذرخواهي ميكنم. مطالب و درد دلهاي فراواني براي گفتن انباشته گرديده اند كه اجباراً به اختصار برخي از آنها را بيان مي كنم:

1-   حتماً در خبرها ديديد و شنيديد كه امير قطر در يك اقدام وقيحانه دست وزير امور خارجه رژيم غاصب اسرائيل را به گرمي فشرده و از او پذيرايي مفصلي نموده است. در زماني كه مردم مسلمان باريكه ي غزه ماههاست در محاصره رژيم صهيونيستي، وحشيانه ترين حملات را تحمل مي كنند، نامي جز روسپيگري سياسي بر عملكرد حكام ننگين عرب كه بوي تعفن آن هر مسلمان آزاده اي را به تهوع وامي دارد، نميتوان گذاشت. در حاليكه سكوت ننگين مجامع بين المللي فضا را براي ادامه اين جنايات بشري فراهم نموده همراهي سران خوش گذران كشورهاي عربي علي الخصوص كشور قطر با قاتلان مردم مسلمان فلسطين خيانتي نابخشودني و عظيم است. لذا شايسته است كه دولت جمهوري اسلامي در اعتراض به اين اقدام و در جهت حمايت از مردم مظلوم و بي پناه فلسطين روابط تجاري خود را با دولت خائن قطر به حالت تعليق درآورد.

2-   دكتر حسن سبحاني نماينده ي فعال، خوش فكر، صاحب نظر و اصولگراي سه دوره مجلس شوراي اسلامي در انتخابات مجلس هشتم رأي نياورد. اين خبر در كنار ديگر خبرهاي شيرين انتخابات خبري تلخ و ناگوار بود. دكتر سبحاني جزو قليل نمايندگاني بشمار مي رفت كه گوشه ي عافيت را رها كرده و با زباني فصيح و بياني رسا در دفاع از حق تمام تلاش خود را نموده و در اكثر طرح ها و لوايح با نگاهي كارشناسانه و دقيق نظرات و پيشنهادات خود را ارائه مي نمود و از اين طريق دين خود را به انقلاب و مردم ادا كرد. اما افسوس كه بايد مجلس هشتم از خلاء اين مرد بزرگ و اصولگراي واقعي رنج برده و مردم از نداشتن اين نماينده ي درد آشنا حسرت بخورند. اميد است كه كشور عزيزمان با تدبير دولت محترم و شخص رييس جمهور محبوب از خدمات اين دانشمند فرهيخته در سنگر اجرايي نيز بهره ببرد.

3-   شماره اول نشريه "راه"(وابسته به دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی) به همت بروبچه هاي تحريريه چهارم سوره بيرون آمد و موجي از خوشحالي را در بين بچه هاي انقلاب پديد آورد. بعد از تعطيلي سوره دغدغه داشتن يك نشريه فرهنگي پروپاقرص بين بچه هاي حزب اللهي وجود داشت كه الحمدالله كيد حضرات حوزه هنري كمانه كرد و راه برآمد. جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي راه نرفته بسيار دارد كه جز با يك همت جمعي آگاهانه و هدفمند گام برداشتن در اين مسير بسيار مشكل مي نمايد. اكنون كه وحيد جليلي عزيز و دوستانش يك كار جمعي فاخر را آغاز كرده اند بجا و زيباست همه ي كساني كه دغدغه ي فرهنگ انقلاب اسلامي را دارند دراين راه آنها را ياري داده و نقطه آغاز اين همكاري را معرفي اين ماهنامه به دوستان قرار دهند. پيشنهاد بنده نيز به تحريريه نشريه راه اينست كه سرفصلي با نام امام عصر(عج) را به استراتژي شيعه در دوران انتظار اختصاص دهند، كه جاي كار در اين زمينه بسيار است.

4-   پاشنه ي آشيل دولت نهم موضوع  گراني و تورم اقتصادي است كه اگر چاره اي براي آن انديشيده نشود همه دستاوردهاي بزرگ دولت را تحت شعاع قرار خواهد داد. سخنان  رييس جمهور در جمع مردم قم نويد حركت تازه اي در مبارزه با مفاسد و نابسامانيهاي اقتصادي را داد كه اميد است با شجاعتي كه از شخص رييس جمهور سراغ داريم اين حركت ادامه يابد و نتايج شيرين آنرا مردم در ذائقه خود احساس نمايند. خوشبختانه خدا خواست و دست دشمنان ملت و دولت روشد و عداوت كوركوران و غرض مندانه آنان با افتضاح به بار آمده توسط روزنامه هاي صداي عدالت و مردم سالاري برملا گرديد. اين به ظاهر اصلاح طلبان فريبكار كه خود را داناي كل مي پندارند، سالها بر گُرده ي مردم سوار گشته و آنها را نفهم فرض كرده بودند كه بحمدالله مردم فهيم و فرهيخته كشورمان با بدست آوردن شناخت كافي از اين جريان فاسد و خطرناك در چندين انتخابات پياپي دست رد بر سينه آنان زده و از حضور دوباره اين مكاران در مناصب كليدي ممانعت نمودند.هرچند كه هنوز مبارزه ادامه دارد. جالب است بدانيد كه دوست عزيزم آقاي محمدرضا باقري روز پنجشنبه 29 فروردين براي تهيه خبر به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان ميره و از بخت بد آقايان، سند مهمي را كه روي ديوار جا گذاشته بودند مي بيند و از آن عكس ميگيره. اين عكس نشان ميدهد كه اينان از هرفرصتي براي حمله ي به دولت بهره برده و براي اينكار برنامه ريزي مفصلي كرده و تدارك بسياري ديده اند.

                                                                                   

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 13:40  توسط محسن تقیانی  | 



دوستان عزیز! اگه به عنوان نصیحت اول سال میخواستید نصیحتم کنید بهم چی میگفتید؟

حتماْ نظر بدید،خوشحال میشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 10:46  توسط محسن تقیانی  | 



يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال‏حول حالنا الى احسن الحال.

 

تمام قلوب و تمام ابصار و بصيرت‏ها در دست‏خداى تبارك و تعالى و يد قدرت اوست.

 

اوست كه تدبير مى‏كند جهان را، ليل و نهار را، و اوست كه قلوب را متحول مى‏كند وبصيرت‏ها را روشن مى‏كند، و اوست كه حالات انسان را متحول مى‏كند و ما آن را در ملت‏عزيز خودمان در زن و مرد، در كوچك و بزرگ يافتيم. اين تقليب قلوب كه قلب‏ها رااز آمال دنيوى و از چيزهايى كه در طبيعت است‏بريده بشود و به حق تعالى پيوسته‏بشود و بصيرت‏ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسيله بصيرت بفهمند، درملت ما بحمدالله تا حدود چشمگيرى حاصل شده است و من اميدوارم كه در اين سال‏جديد به اعلا مرتبت‏خودش برسد.»

 

اعياد اسلامي

 

در قرآن كريم مى‏خوانيم:

 

...اللهم ربنا انزل علينا مائده من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و اخرنا و ايه منك‏و ارزقنا و انت‏خير الرازقين خداوندا!، مائده‏اى از آسمان بر ما نازل فرما تابراى اولين و آخرين ما عيد، و نشانه‏اى از جانب تو باشد و به ما روزى عنايت كن‏كه تو بهترين روزى‏دهنده هستى.» عيد از ماده «عود» به معنى بازگشت گرفته شده‏و به گفته راغب اصفهانى به معنى بازگشت‏به وضعيت مطلوب گذشته است. و به روزهاى‏سرور و شادى نيز گفته مى‏شود.

 

در اسلام روزهايى، به نام عيد اسلامى اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتنداز:

 

اول شوال، عيد فطر دهم ذيحجه، عيد قربان هيجدهم ذيحجه، عيد غدير جمعه، عيدمحمد(ص) چرا كه در هر يك به گونه‏اى بازگشت انسان به فطرت توحيدى‏اش مطرح است.

 

بنابراين: «عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است، نه شربت‏و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن، كه اين عيد شكمبارگان است، نه به سياحت و تفرج‏بى‏محتوى پرداختن، كه اين عيد ولگردان است، نه بى‏بندو بارى و هرزگى و عياشى‏كردن، كه اين عيد بوالهوسان است، نه قاه قاه خنديدين و همديگر را به مسخره‏گرفتن و به بازى روز گذراندن، كه اين عيد غافلان است، نه تاب خوردن و سبزه‏روياندن و سفره هفت‏سين چيدن و رنج پختن «سمنو» كشيدن، كه اين عيد خرافه‏پرستان‏است.

 

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست، كه عيد اسلامى موفقيت درراه انجام وظيفه است. و تطهير نفس و تصفيه جان و تمرين صبر و استقامت، چون عيدفطر پس از ماه مبارك رمضان.

 

و عيد، گذشتن از امتيازات است. و رسيدن به هم‏آهنگى و شركت در وحدت بزرگ‏اسلامى، شكستن غرور و خودخواهى و ترك نازپروريها، سايه‏نشينى‏ها، مشتاقانه نداى حق‏را لبيك گفتن ... و سرانجام خود را بازيافتن و به خدا رسيدن. چون عيدالضحى پس‏از دوران سازنده حج.

 

عيد، چون قطره‏اى به درياى جمع پيوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته‏ها رابهم بستن و صف صف بهم پيوستن، پيوند خود را با خدا استوار كردن و دين خود را هرهفته تحكيم بخشيدن، همچون عيد جمعه كه عيد محمد(ص) است‏».

 

برترين عيد، روزى است كه خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام كرد و اركان‏دين را محكم و استوار نمود، و رسالت را به امامت پيوست، و رهبر آينده مسلمانان‏را معرفى كرد، و فرزند كعبه را بر فراز منبر امامت نشاند، چون هيجدهم ذيحجه عيدغدير خم.

 

آن‏گونه كه در روايات آمده است و بعضى از علماى بزرگوار فرمودند، و در گاهنامه‏تطبيقى سه هزار ساله به روشنى مشخص گرديده، آن روز، عيد غدير خم با اول فروردين‏سال دهم هجرى شمسى مطابق بوده است و عيد نوروز نيز به بركت ولايت رنگ الهى به‏خود گرفت و در بين شيعيان و ايرانيان شهرت و دوام يافت.

 

بهار طبيعت

 

بى‏ترديد، عيد نوروز، عيد طبيعت است، «آغاز بهار و موسم اعتدال‏طبيعت و لطافت هوا و تعديل شب و روز و رهايى از قساوت زمستان و سردى و سياهى‏شبهاى ديرپا مى‏باشد.

 

عيدى همراه با سرود پرندگان و تكبير جنگل و تسبيح باد و ريزش ابر و فرياد رعدو رويش صحراست.

 

اگر ما خرافات و نقاط منفى و تاريك را از چهره اين عيد بزداييم و بگذاريم‏همرنگ طبيعت‏با صفا، باشد و بر جهان مثبت و خداپسندانه‏اش بيفزاييم، در ديد مكتب‏نيز عيدى عزيز و ارجمند خواهد بود.»

 

چنانچه در حديث آمده: هر چيزى بهارى داردو بهار قرآن ماه مبارك رمضان است. از اين‏رو اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: «قرآن‏را بياموزيد كه بهار دلهاست.» يعنى جان و روان انسان با تعاليم عالى الهى،شكوفا مى‏شود.

 

آرى عيد واقعى انسان كه برترين مخلوق الهى، و گل سرسبد عالم خلقت است، بازگشت‏به خويشتن خويش و توجه به مبدا هستى، و تعليم كتاب سعادتش و در نهايت‏خود رابازيافتن و به خدا رسيدن است.

 

و اين عيد اختيارى است، و انسان مى‏تواند از هر روز براى خودش عيدى بسازد.

 

اميرالمؤمنين على(ع) مى‏فرمايد:

 

«كل يوم لا يعصى الله فهو يوم عيد» (هر روزى كه خداوند نافرمانى نشود آن‏روز، عيد است). البته آنگونه كه قرآن مى‏فرمايد: از بهار طبيعت و حيات دوباره‏يافتن گل‏ها و گياهان، سبزه‏ها و درختان، به جنب و جوش آمدن پرندگان و حيوانات‏طراوت يافتن باغ‏ها و چمن‏زارها، بايد درس رستاخيز و بازگشت‏به سوى خدا را آموخت:

 

خداوند متعال مى‏فرمايد: «زمين را جامد و افسرده و بى‏روح و بى‏جنبش مى‏بينى،اما همين كه آب باران بر آن نازل كنيم، به جنبش و حركت درمى‏آيد و فزونى مى‏گيرد،و انواع گياههاى سرورافزا مى‏روياند، اين از آن جهت است كه خدا حق مطلق است ونظام زنده كردن مرده‏ها در قبضه قدرت اوست. و اوست كه بر هر چيزى تواناست.»

 

نوروز در گذر تاريخ

 

نخستين روز از نخستين ماه سال شمسى را نوروز مى‏گويند وايرانيان در اين روز بزرگترين جشن ملى خود را برگزار مى‏كنند. آرياييان در اعصارباستانى دو فصل گرما و سرما داشتند، در هر يك از اين دو فصل جشنى برپا مى‏داشتندكه هر دو آغاز سال نو به شمار مى‏رفت، اولى را نوروز و دومى را مهرگان مى‏ناميدند.

 

هر چند در دربار نخستين خلفاى اسلامى به نوروز اعتنايى نمى‏شد، ولى خلفاى بعدى‏اموى دوباره نوروز را گرامى داشتند و براى افزودن درآمد خود، هداياى نوروز راباب كردند. و با ظهور «ابومسلم خراسانى‏» و روى كار آمدن خلافت عباسى و نفوذبرمكيان و ديگر وزراى ايرانى و تشكيل سلسله‏هاى طاهريان و صفاريان، جشن‏هاى ايران‏بار ديگر رونق يافت.

 

با آنكه بسيارى از سنت‏هاى ايرانيان بعد از ظهور اسلام در ايران از بين رفت وسنت‏هاى اسلامى جاى آنها را گرفت، اما عيد نوروز كم و بيش در ميان آنها باقى ماند.

 

شايد مصادف شدن روز غدير خم در سال دهم هجرى با عيد نوروز در آن بى‏تاثيرنباشد.

 

على كاظمى در مقدمه ترجمه كتاب سيد عبدالرضا حسينى شهرستانى به نام «نوروزدر اسلام‏» نگاشته است: «با توجه به رواياتى كه در باره نوروز رسيده است، معلوم‏مى‏شود، نوروز پيش از اسلام مورد توجه پيامبران و رهبران الهى بوده است و ازابتدا شادى و سرورى كه در اين روز مى‏شده است‏به خاطر امور معنوى و حوادث مذهبى‏كه در اين روز اتفاق افتاده بوده است، ... ولى همان‏گونه كه در اثر مرور زمان‏بسيارى از واقعيت‏ها وارونه شده و بسيارى از حقايق تحريف گرديده، نوروز هم به‏صورت يك روز ملى و باستانى درآمده، شادى و سرور آن نيز به حساب امور مادى‏گذاشته شده است...» نوروز از جمله دستاويزهايى بوده است كه سلاطين از آن‏بهره‏بردارى كرده‏اند.

 

جمشيد پادشاه بزرگ ايران باستان به همين منظور و به خاطر استفاده از همين‏فرصت، تاجگذارى خود را در روز نوروز انجام مى‏دهد، و حتما تبليغاتى هم به راه‏مى‏انداختند كه امروز، روز پيمان خلافت الهى است و مردم را دعوت مى‏كردند كه‏بيايند و با آوردن هداياى نوروزى با نماينده خدا بيعت كنند و تاجگذارى او راتبريك بگويند. با اين مقدمه، پاسخ اين سؤال كه چرا اعراب نوروز را ضايع ساختند؟، نيز روشن مى‏شود:

 

در روايت معلى بن‏خنيس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همين حقيقت است: ...اين روز از روزهاى ماست و از روزهاى شيعيان ما به شمار مى‏رود، كه ايرانيان آن‏را حفظ كرده، و شما عرب‏ها آن را ضايع ساخته‏ايد.

 

اعراب به پيروى از دستگاه خلافت‏بنى‏اميه و بنى‏عباس چون نوروز را روز ولايت وخلافت الهى مى‏شناختند، سخت كوشيدند كه اين روز را مخفى كرده، ضايع سازند. و لذابراى لكه‏دار كردن نوروز، اين روز را از بازمانده‏هاى مجوس معرفى كرده‏اند. تاجايى كه مى‏بينيم حضرت امام موسى بن‏جعفر(ع) نيز در مقام تقيه به منصور دوانقى‏مى‏فرمايد: «از رسم‏هاى فرس است و اسلام آن را از بين برده است...»

 

بعضى افراداين روايت را دليل بر عدم مشروعيت نوروز گرفته‏اند اما با توجه به روايات‏معارض، حمل بر تقيه شده است، و بهترين دليل بر عظمت نوروز است و مى‏رساند كه‏خلفا تا چه اندازه براى از بين بردن نوروز مى‏كوشيده‏اند و پس از يك دوره تبليغات‏خلفا كه نوروز كاملا مسخ و در افكار عمومى مسلمين از سنت‏هاى مجوس معرفى شده، اينك منصور دوانقى حضرت موسى بن‏حعفر(ع) را در اين روز وادار به جلوس مى‏كند تااز طرفى (مانند مامون) براى خود موفقيت كسب كند و از طرفى حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد... به هر حال شكى نيست در اينكه از نظر اهل بيت(ع)نوروز از روزهاى مهم مذهبى معرفى شده و تجليل آن البته با آداب و رسومى كه درروايات بيان شده است، بسيار پسنديده مى‏باشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شكر نعمت‏ولايت‏بجا آوردن، تجديد بيعت‏با رهبران الهى و به زيارت مؤمنين و علماى ربانى‏رفتن.

 

اينها خلاصه اعمالى است كه مسلمان‏ها در نوروز، به عنوان روز ولايت و روز پيروزى‏حق و عدالت انجام مى‏دهد.

 

نوروز در روايات

 

بخشى از مضامين روايات در مباحث گذشته، بيان گرديد، در اين‏فرصت متن بعضى را مورد توجه قرار مى‏دهيم.

 

1. آداب نوروز

 

«روى المعلى بن‏خنيس عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النيروز: واذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك و تكون صائماذلك اليوم ...

 

معلى بن‏خنيس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مى‏گويد: هنگام نوروز غسل‏كن، پاكيزه‏ترين لباس‏هايت را بپوش به خوشبوترين چيزها خود را خوشبو نما و در آن‏روز، روزه باش.

 

در دنباله روايت، دستور چهار ركعت نماز و سجده شكر و دعاى مخصوص در اين روزذكر شده است.»

 

اين حديث مورد استناد بسيارى از فقها براى استحباب غسل و روزه ونماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسايل اين روايت را دو سه مورد نقل‏كرده است. صاحب جواهرالكلام، همين روايت را از مصباح و مختص آن نقل كرده و مستنداستحباب اين اعمال در روز نوروز دانسته است. و مرحوم علامه مجلسى در زادالمعادمى‏فرمايد:

 

به اسناد معتبره از معلى بن‏خنيس كه از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (اين‏روايت) منقول است.

 

2. روز پيمان با خدا

 

علامه مجلسى مى‏گويد: در بعضى از كتب معتبره ديدم كه:

 

معلى بن‏خنيس مى‏گويد: روز عيدى خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسيد: اين روز رامى‏شناسى؟ گفتم: روزى است كه عجم آن را بزرگ مى‏شمرند و در آن به يكديگر هديه‏مى‏دهند. حضرت فرمود:

 

قسم به بيت عتيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت موضوعى قديمى كه براى توتفسير مى‏كنم ...نوروز، روزى است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت و آن اولين‏روزى است كه خورشيد كرد. و بادها وزيدن گرفت، كشتى نوح(ع) بر كوه «جودى‏» قرارگرفت و خداوند كسانى را كه از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پيامبراسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با على(ع) به عنوان امارت مؤمنين بيعت كنند...

 

و هيچ روزى نوروز نيست مگر اينكه در آن روز انتظار فرج داريم، زيرا نوروز ازروزهاى ما و روزهاى شيعيان ماست، عجم آن را حفظ كرد و شما آن را تضييع نموديد...»

 

احمد بن‏فهد در كتاب مهذب البارع نظير اين روايت را آورده است.

 

3. روز ولايت

 

«معلى بن‏خنيس عن الصادق(ع): ان يوم النيروز هو اليوم الذى اخذفيه النبى(ص) لاميرالمؤمنين(ع) العهد بغدير خم فاقروا له بالولايه فطوبى لمن ثبت‏عليها و الويل لمن نكثها...

 

نوروز روزى است كه پيامبر(ص) از مردم براى اميرمومنان(ع) پيمان ولايت گرفت ومردم آن را پذيرفتند، خوش به حال كسى كه بر آن پيمان ثابت‏بماند، واى بر كسى كه‏آن عهد را بشكند...»

 

4. برآورده شدن نياز

 

مفضل بن‏عمر مى‏گويد: امام صادق(ع)در ضمن خبرى طولانى فرمود: خداوند به حزقيل وحى فرمود يا حزقيل، اين روز شريف وبا ارزش بزرگى است نزد من، و قسم خورده‏ام كه كسى در اين روز، نيازى از من طلب‏نكند، مگر آنكه برآورده سازم و آن روز نوروز است...

 

5. هر روز نوروز

 

«و اتى على(ع) بهديه النيروز فقال عليه السلام: ما هذا؟

 

قالوا: يا اميرالمؤمنين اليوم النيروز، فقال عليه السلام، اصنعوا لنا كل يوم‏نيروزا.

 

براى على(ع) هديه نوروزى آوردند، حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند: اى اميرمومنان‏امروز نوروز است، فرمود: هر روز را براى ما نوروز بسازيد.»

 

6. هديه نوروزى

 

ابراهيم كرخى مى‏گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم، در باره مرد ثروتمندى كه روزمهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مى‏دهند ولى او در عوض احسانى نمى‏كند. امام‏عليهم السلام فرمود: آيا آنها اهل نماز هستند؟

 

گفتم: آرى.

 

فرمود: هديه آنها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابل‏براى آنها هديه‏اى بفرستد...

 

منبع: ماهنامه كوثر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 12:1  توسط محسن تقیانی  | 



بالاخره پس از مدتها طلسمو شکوندمو شروع به نوشتن کردم. از همه ی دوستان بابت این تاخیر عذرخواهی میکنم. مشغولیات اداری و فشار کاری در ایام آخر سال منو از نوشتن محروم کرد. امیدوارم که بتونم جبران مافات رو بکنم. سال نو رو هم به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم امیدوارم که سالی سرشار از موفقیت و بهروزی در پیش داشته باشید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 11:50  توسط محسن تقیانی  | 



سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي در گفتگويي تفصيلي با روزنامه اعتمادملي ادعا كرد: ايرانيان سال‌هاست كه احساسشان اين است كه ما بي‌خودي پول خودمان را در فلسطين هزينه مي‌كنيم. اصلا‌ ايرانيان با اعراب بيشتر از بقيه مشكل دارند.

 

حسين مرعشي در اين گفتگو كه همزمان با تشديد جنايات رژيم صهيونيستي در غزه منتشر شده است، با اظهار اينكه " الا‌ن اين آقاي احمدي‌نژاد با آقاي احمدي‌نژاد انتخابات فرق كرده است"، ادامه داد: ايشان در كجاي تبليغات رياست جمهوري از فلسطين و هولوكاست و درگيري با اسرائيل حرف زده است. ايرانيان سال‌هاست كه احساسشان اين است كه ما بي‌خودي پول خودمان را در فلسطين هزينه مي‌كنيم. اصلا‌ ايرانيان با اعراب بيشتر از بقيه مشكل دارند.

 

مرعشي كه پيش از اين نيز بارها به بهانه حمله به رئيس جمهور، مباني انقلاب را زيرسؤال برده و يا تحريف كرده است، درخصوص اينكه ايرانيان با چه كساني كمتر از اعراب مشكل دارند، توضيحي نداده است.

 

با اين حال، برخي اعضاء طيف موسوم به اصلاح طلب معتقدند ايرانيان در طول تاريخ با قوم يهود همزيستي مسالمت آميزي داشته اند. اين جريان با ايجاد اين تلقي درصدد تطهير صهيونيسم و كاستن از سطح تنشهاست.

 

انتشار اظهارات مرعشي در نفي اعتراض به پرسشگري درباره هولوكاست و دفاع از فلسطينيان، علاوه بر همزماني با حملات رژيم صهيونيستي و محاصره غزه، با سالروز يادبود هولوكاست نيز مقارن است. اگرچه مرعشي در اين زمينه اشاره صريحي نداشته است.

 

جريانهاي موسوم به دوم خردادي اصرار دارند كه از آنها به عنوان گروههاي پيرو خط امام (ره) ياد شود. با اين حال، مشخص نيست چه تناسبي ميان اين ديدگاههاي صهيونيستي با انديشه هاي ضدظلم امام راحل وجود دارد. امام خميني (ره) تأكيد كرده بود اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.

 

مرعشي تابستان سال جاري نيز در گفتگو با نشريه ذكر ادعا كرد اسلام نظام سياسي- اقتصادي ندارد.

 

در حاليكه برخي فعالين سياسي از اين اظهارات به عنوان اقدامي براي جلب توجه ياد مي كنند اما گروهي ديگر معتقدند طرح اينگونه مباحث، ناشي از گافهاي سياسي است كه حتي برخي از اعضاء اين حزب نيز از تأييد اين مواضع خودداري مي كنند. مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي است كه از هاشمي رفسنجاني به عنوان پدر معنوي آن ياد مي شود. اعضاء اين حزب تأكيد دارند كه درخصوص مواضع حزب، هاشمي طرف مشورت قرار مي گيرد. اما هنوز مشخص نيست كه هاشمي در قبال ديدگاههاي حسين مرعشي كه سالها رياست دفتر وي را نيز برعهده داشته و از اقوام نزديك او به شمار مي رود، چه نظري دارد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:12  توسط محسن تقیانی  | 



 

 

برای دیدن عکسهای عاشورایی بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 12:46  توسط محسن تقیانی  | 



در گرمای طاقت فرسای تابستان در کوچه ای پر ازدحام در عبور بودم که ناگهان گریه ی نوزادی توجهم را جلب کرد. مادر در اضطراب آرام کردن فرزند و فرزند بی تابِ بی تاب. دکان داری در آن حوالی عرق چین به سر پیاله ای آب به دست مادر داد، کودک آرام گرفت و پس از نوشیدن آب لبخندی بر لبانش نشست...

اما کمی آنطرفتر در سال ۶۱ هجری نوزادی بی تاب آب بود و پدر آب برایش طلب نمود. حرامیان با تیری سه شعبه سیرابش نمودند. ایکاش پیرمرد دکان دار در آن حوالی حضور داشت...

من نیز بی تاب گشتم و گریه ام گرفت.

نگاه علقمه بی تاب اما                     علی اصغر، رقیه خواب اما

عمو بیدار بود و با خودش گفت           تلافی می کنم ای آب اما

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 8:50  توسط محسن تقیانی  |